امروز صبح من به مراسم ختم یکی از بیمارانم رفتم. نه برای اینکه کسی دعوتم کرده بود بلکه به دلیل احترامی که از صمیم قلب به او احساس می کردم. قرارهای صبحم را لغو کردم و خودم را به مراسم خداحافظی با ترزا که ساعت ده و نیم برگزار می شد رساندم. من به واسطه…
ادامه مطلب
به یاد ترزا – مرگ ، تزیینی بر درخت زندگی








بینش تانترا، زیستن بدون محکوم ساختن زندگی -بخش دوم / آوازهای ساراها
بینش تانترا، زیستن بدون محکوم ساختن زندگی - بخش اول